مناظره بین احزاب

 

مجلس سخنرانی حجت الاسلام آقاتهرانی تبدیل به پرسش و پاسخ شده بود ... یعنی خود ایشان به پیشنهاد دوستان چنین قراری را گذاشته بودند .

کاری به اصل موضوع ندارم ... حاشیه ای در زمان سخنرانی رخ داد و آن هم سوال یکی از طرفداران موسوی در قالب یک نامه بلند بالا بود و جواب تقریبا کامل جناب آقا تهرانی . تقریبا را از این لحاظ می گویم که این طرفدار موسوی مواردی رو در سوال خود مطرح کرده بود که نیاز به یک بحث چند ساعته بود و زمان هم ناکافی ... ولی جواب خوبی به این سوال داده شد ...(۱) و (۲)

...

دیگر اظهر من الشمس شده که مجادله های رخ داده در فتنه اخیر از سمت انتخابات به بحث ولایت فقیه کشیده شده است . تمرکز نیروهای معاند نظام به سمت رهبری و تضعیف اوست . یک سری دایه مهربان تر از مادر هم با علم به این موضوع سعی می کنند نوعی وحدت ملی را ایجاد کنند تا این اتفاق به وجود نیاید در حالی که تعیین کننده موضوع آن ها نیستند . رهبری خودشان بر تمامی مسائل اشراف دارند ... کما اینکه قبل از انقلاب هم  یک سری از علما و خواص ، مباحثاتی با امام در مورد حمایت ایشان از سازمان مجاهدین خلق داشتند که امام نپذیرفتند ... بعد ها هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود به درک بالا و بصیرت ایشان در مورد مجاهدین خلق اشاره کردند .

سال های آخر حکومت پهلوی را هم اگر مرور کنیم نیز همین طور است . مخالفت تعدادی از علما با مارکسیست ها و مجاهدین در اوج حرکت انقلابی مردم در نظر عده ای نوعی عقب گرد محسوب می شد . به حساب می گفتند اجازه دهید انقلاب پیروز شود سپس به موضوعات دیگر رسیدگی می کنیم ولی آن عده کاملا در اشتباه بودند . شهید عراقی در پاسخ به یکی از آن ها مشکل اصلی و بزرگ تر از حکومت پهلوی را همان گروه ها می دانستند . شهید عراقی شاید بصیرت لازم را نداشت ولی تجربه جوانی و اتفاقات گذشته ، کاملا او را پخته کرده بود و فی الواقع آینده پیش روی او بود .

حال عجیب است که دوستان برای رهبر نامه می فرستند و از سر دلسوزی با ایشان مشاوره می دهند.

...

نکته دیگر عقیده من در مورد اصلاح طلبان است . به شخصه اعتقاد دارم کسی در فکر حذف آن ها از جامعه نیست مگر آن که خودشان بخواهند . تمرکز آن ها به سمت و سوی مسائل سیاسی چنان گسترده شده که مجالی برای دیگرانی که می خواهند در ابعاد دیگر صاحب نظر باشند نمی گذارند .

همیشه از مباحثات بین احزاب استقبال خواهد شد . دکتر پزشکیان با نماینده وزیر بهداشت در مورد مسائل مختلف بحث می کردند . برای مثال در مورد بودجه اختصاص داده شده به یک روستا ، یکی اعتقاد به پیشگیری داشت و دیگری به تجهیز ... تفاوت دیدگاه ها از زمین تا آسمان است ولی فارغ از مسائل سیاسی ، بیننده وقتی  می بیند چنین روشی در فلان دولت ثمر نداشت می آید دیگری را امتحان می کند . در این جا احزاب سعی می کنند تا نظر مردم را به خود جلب کنند ... ولی در  ایران فلانی می آید تمام و کمال از آزادی سیاسی صحبت می کند در حالی که خودش معنای آن را نمی داند ...

 

۱. جناب آقاتهرانی بحث تقریبا مفصلی در مورد فصل الخطاب بودن نظر رهبر انجام دادند که شاید در پست های بعدی به آن اشاره کنم .

۲ . اگر چنین مباحثه ای به صورت معکوس اتفاق می افتاد و طرف ها عوض می شدند ، آن وقت به نظر شما ... ؟

مشاهدات من در روز عاشورا

به نام خدا

بعد از روز قدس براي دومين بار در راهپيمايي شركت كردم ولي گمان كنم اتفاقات ديروز نهايت هتاكي ها و بي احترامي هاي طرفداران به ظاهر موسوي بود .

نكته اي كه  جالب به نظر مي رسه مظلوم نمايي و فرار به جلوي اين فرقه است كه انگار تمامي ندارد و البته تبليغات ضعيف ما در پوشش هتاكي هاي آن ها ...

...

مشاهدات من در روز عاشورا

ساعت ده و بيست دقيقه  -  ميدان انقلاب

تعدادي از ماموران پليس در ميدان حضور دارند كه زياد هم به نظر نمي رسند . رفت و آمد ها عادي است هر چند نسبت به عاشوراي سال هاي گذشته تفاوت دارد .

ساعت ده و بيست و پنج دقيقه - مسجد دانشگاه تهران

مسجد دانشگاه مسلما پر شده و مردم در بيرون از آن روي موكت هاي تعبيه شده نشسته اند . حجت الاسلام پناهيان سخنراني پرشوري را ارائه مي دهد كه تا يازده و ربع طول مي كشد .

جمعيت بيشتر از حد انتظار است و ديگر حتي روي موكت ها هم جايي براي نشستن نيست . نكته تامل برانگيز براي من بررسي نامحسوس مسجد دانشگاه و اطراف آن توسط چند نفر از فرقه ي طرفداران موسوي بود . شايد من اشتباه مي كنم .

ساعت يازده و بيست دقيقه - جلوي در دانشگاه

بعد از شروع مداحي حاج سعيد حداديان براي لحظه اي از دانشگاه بيرون مي آيم . كنجكاوم كه ببينم در ميدان چه خبر است . از در دانشگاه كه بيرون مي آيم يك دسته ۱۵ نفري را مي بينم كه با شعار ميرحسين به سمت بالا حركت مي كنند . عده از عزاداران را مي بينم كه به سرعت به سمت در دانشگاه حركت مي كنند . مسئول حفاظت جلوي در كه يك نفر هم بيشتر نيست مي خواهد در را ببندد . از رفتتن به ميدان پشيمان مي شوم . دوباره وارد دانشگاه مي شوم .

ساعت يازده و نيم - مسجد دانشگاه

مداحي حاج سعيد حداديان را خيلي دوست دارم . آنقدر سوزناك مي خواهد كه دل هر آدمي را مي لرزاند . نيم ساعت تا اذان نمانده و همين وقت كم هم غنيمتي است براي ياد امام حسين و يارانش

بعد از اتمام مراسم قرار بر اين مي شود كه نماز را بيرون از دانشگاه بخوانيم . حاج سعيد تاكيد دارد كه از برخورد و روبرو شدن با هتاكان جلوگيري كنيم . اذان گفته مي شود . جمعيت دوپاره مي شود . عده اي همان جا نماز مي خوانند و عده اي ديگر به سمت در بيروني (در قدس اگر اشتباه نكنم) حركت مي كنند

ساعت دوازده و ده دقيقه

به به به ... چشممان به جمال هتاكان هم روشن شد . بعد از طي مسافتي جمعيتي در حدود صد نفر را مي بينيم كه انتظارمان را مي كشند . قبل از آن اتفاقي افتاد كه بايد به آن اشاره كنم . وقتي هنوز وارد خيابان اصلي نشده بوديم صداي آژير آمبولانس را شنيديم كه به سرعت به سمت ما مي آيد . پسري شش هفت ساله اي در بغل پدر وارد آمبولانس شد . وقتي پرسيدم فهميدم كه سنگ خورده است . البته دوستاني كه آنجا بودند يقينا با اندازه و متراژ سنگ ها آشنايي داشته اند ؛ بگذريم .

به سمت خيابان اصلي جمعيتي در حدود صد نفر انتظارمان را مي كشيدند . عده اي در جلو سرعت را زياد كردند ولي با داد و فرياد بچه ها راه رفتن ها معقول شد . به فاصله بيست متري آن ها  يك دفعه چيزي شبيه دويدن صورت گرفت و شاهد صحنه پا به فرار گذاشتن هتاكان شديم . آن هم توسط مردمي كه به صورت خودجوش آمده بودند . بعد از گرفتن جاي آن ها شاهد پرتاب سنگ هاي درشت از سوي آن ها شديم . متاسفانه يكي از آن ها به سر يكي از دوستان برخورد كرد و ... ولي نكته جالب اين بود كه با وجود خونريزي زياد او  نه تنها ميدان را خالي نكرد بلكه خود را به صف اول و پيشاپيش ديگر مردم رساند

ساعت دوازده  و چهل و پنج دقيقه

به سمت ميدان وليعصر در حركتيم . وضعيت خيابان طوري است كه معلوم است سبزي ها در غياب عزاداران حسابي عقده خالي كردند . در همين لحظه ها تعدادي از موتورهاي پليس را مي بينيم كه به سمت ما مي آيند . از خانم ها - كه شايد بيشتر از مردان هم بودند - مي خواهند كه كمي عقب تر بايستند . كمي به جلو كه حركت مي كنيم شاهد بارش سنگ ها از سوي جمعيتي مي شويم كه هر لحظه ممكن است جان يكي از ما را بگيرد . عده اي مي خواهند مقابله به مثل كنند ولي چند نفر ديگر اجازه نمي دهند . صف جلو به سرعت به سمت آن ها حركت مي كند و بعضا سنگ هايي كه به طرف آن ها پرتاب مي شود به خودشان برمي گردانند . اين  جا هم پاكسازي شد .

ساعت يك و ربع - حوالي كريمخان

عده اي از مردم مي ايستند و نماز مي خوانند . بعد از توقف ده دقيقه اي به سمت هفت تير حركت مي كنيم . جمعيت خودجوش از از انتهاي پل كريمخان تا ميدان هفت تير را احاطه كردند . تصميم به برگزاري نماز جماعت مي شود ولي به دليل عدم آب براي وضو اين اتفاق نمي افتد .

ساعت يك و چهل و پنج دقيقه - كريمخان

زير پل عده اي از ماموران پليس نشسته اند . جمعيت از آن ها تقدير مي كند . خنده اي بر لبان يكي ازآن ها را مي بينم . احساس مي كنم همين شعارها قوت قلبي شده براي آن ها . قبل از آن وقتي يكي از هتاكان دستگير شد مردم جلوي سربازي را كه مي خواست سمت وي برود را گرفتند . اعصابش خيلي خرد بود . مي گفت از صبح تا حالا بيشتر از بيست تا سنگ از آن ها خوردم . همان جا در مورد وضع ميدان انقلاب از يكي از آن ها پرسيدم كه وي آن جا را كنترل شده خواند و تمام مشكل را اين جا مي دانست كه الحمدالله با حضور مردم ،اغتشاشگران هم فرار كردند .

ساعت ۲ - ميدان فردوسي تا انقلاب

خيلي از مردم وقتي جمعيت را مي بينند به آن ها ملحق مي شوند . چندين هزار نفر از مردم با شعار هاي خود از نظام و رهبري حمايت مي كنند . نكته مهم عدم شعار نسبت به شخص فتنه گران بود كه اين آگاهي مردم را مي رساند . حدود يك ساعت پياده روي تا ميدان انقلاب . عده اي از مردم كه نماز نخوانده بودند با هماهنگي وارد دانشگاه شدند تا نماز را آن جا اقامه كنند .

...

به اميد پايان فتنه

يا علي

تقيه ...شيعه

 

فوتباليست معروف به دين اسلام گرويد .

هر روز خبرهايي از اين دست را مي شنويم . خوش خيالان كه با حفظ سمت چهره شناس هم هستند بعد از تعريف و تمجيد از او گرويدن وي را به دين مبين اسلام از گذشته محتمل مي دانستند و بد خيالان جيب پر پول عرب ها را در اين انتخاب دخيل مي دانند .اين تازه پيش بيني تعدادي از خودي هاس و حساب مخالفان دين به كل جداست .

...

حالا يه نكته مهم ... در ميان مبلغان ايراني كه در خارج از كشور فعاليت مي كنند آيا تا الان موردي نبوده كه فلان شخصيت مشهور ، شيعه اثني عشري شده باشد .هر چقدر هم كه بدبين باشيم و حواشي ناشي از تبليغات كذب رو مدنظر قرار دهيم و در بدبيني محض و البته نادرست راي به بي كفايتي مبلغان دهيم باز ته دلمان قرص است كه اگر آزاده اي در هر كجاي دنيا دنبال راه درست بگردد امكان ندارد كه اشتباه كند ...پس چرا خبري نمي شود ، كسي نمي فهمد و هزار سوال ديگر از اين قبيل ! اينجاست كه بحث تقيه پيش مي آيد .راهي كه در مواقع خطر بايد آن را پيشه گرفت و با دل سوخته خود ساخت.

 اكثر ما در مورد شهيد مهدي آنيلي كم و بيش شنيده ايم . تنها فرزند ذكور آنيلي مالك باشگاه يوونتوس كه سرنوشت براي او شهادت در راه حق را رقم زد . فرياد آزادي خواهي او براي نااهلان قابل تحمل نبود و مردي كه مي توانست به اسلام خدمت كند زودتر از آن چيزي كه فكرش را مي كرديم از دست رفت .

حالا وظيفه چيست ؟ در ميان هجمه فتنه هاي ريز و درشت كه نه تنها جاهلان بلكه عاقلان را هم به دردسر مي اندازد اعلام آزادي از بند جهل و كفر همان در دل بماند و كسي نفهمد بهتر است . تا زماني كه نياز شود و  ... روزي كه به ياري خدا باطل فرو  ريزد .

...

يقين داشته باشيد كه هستند و ما نمي دانيم و هستند كساني كه مي دانند و نمي گويند .

پ .ن  : بحث تقيه ، خاص و عامه نمي شناسد منتها فلان شخصيت معروف مي تواند عده اي را همراه خود كند كه از عامه بر نمي آيد

يا علي